چرتـــــــــــــــ و پرت ــــــ

چرت و پرت بهترین اسم برای این مکان است!

02:02:02:01

مطمئنم، چرا الان؟

02:02:02:015

کاش فرصت داشتم فقط نگاهش می کردم

کاش این اخلاق رو نداشتم

کاش تورو بیشتر دوست داشتم خدا

و اینقدر کاش ها سراغت می آیند که سرت میخواهد منفجر بشود

02:02:02:03

میخواهم تمام عالم را در آغوش بگیرم

02:02:02:04

بعضی دغدغه هایم چقدر احمقانه بود

02:02:02:05

همش همین بود؟ به همین راحتی تموم شد؟ چقدر بچگانه!

02:02:02:06

کاش اینطوری تموم نمیشد

02:02:02:07

و من بعد از یک ثانیه هنوز زنده ام!

 

+گاهی اوقات آنقدر هرم نفس های گرم مرگ را احساس میکنیم که انگار جزوی از وجود ما شده،همان لحظه ای که تردید نداری وقتت تمام شده و باید بروی.

همان موقع هاست که فقط با خدا صحبت میکنی...

و ... زنده میمانی، کم تر از یک ثانیه با مرگ فاصله داشتی

کم تر از یک ثانیه غرق خدایت شدی و بعدش دعا میکنی که ای کاش در نمازت هم اینگونه غرق خدا میشدی

+روز تولدم بهترین لحظه ای بود که می توانستم از مرگم تعریف کنم

نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم شهریور 1393ساعت توسط پروفسور |

چند دقیقه دیگه بازی تراکتور سازی در تبریز شروع میشه! مسئولین این تیم برای ترغیب تماشاگر ها به ورزشگاه 5 تا جایزه تدارک دیدن! که اگر بخوام حرفی بزنم کلا تخریب قومیتی میشه پس هیچی نمیگم! عکس در ادامه مطلبه

+نصف یخچالمون شده ذخیره اب برای کارگرها! اینا کارگرن یا مرداب:|

+یه روز توی دانشگاه یه استاد منطق یه صندلی رو روی میز گذاشت و از دانشجویان خواست ثابت کنند که این صندلی وجود ندارد! فقط یکی از دانشجویان توانسته بود پاسخ صحیح را بدهد . او در برگه ی خود چنین نوشته بود : کدام صندلی؟!

 +پیج به روز رسانی(اخبار پیرامون تکنولوژی مخصوصا اسمارت فون ها) هر خبری که میزاره خلق الله زیرش می نویسن من ایفون 6 میخوام ،کیا دلشون پیش ایفونه 6 هنوز مونده لایک کنه و ....

+خوبی مشهدی بودن اینه هر وقت نمک دون رو پیدا نمیکنی یدونه از این نمک های حرم رو باز میکنی با غذا میخوری:)))


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه بیست و یکم شهریور 1393ساعت توسط پروفسور |

قالب وبلاگ عوض شد!

شعروگرافی یا تایپوگرافیش هم عوض میشه:)

 

+آگاستوس : سلام.شما مادر مونیکا هستید؟

مادر مونیکا : بله

آگاستوس : سلام خانم
دخترتون یه بی انصافی بزرگ انجام داده, ما هم اومدیم انتقام بگیریم.
ممکنه قیافه هامون زیاد شبیه آدمای انتقامجو نباشه ولی ما سه نفر روی هم, 5 تا پا, 4 تا چشم و 2 تا و نصفی ریه ی سالم و بعلاوه دو جین تخم مرغ داریم.
پس اگه جای شما بودم برمیگشتم داخل خونه

The Fault in Our Stars

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم شهریور 1393ساعت توسط پروفسور |

در اردو راهیان نور هستین و وسط جاده برای سرویس بهداشتی توقف خواهید داشت.وارد سرویس بهداشتی که می شوید صحنه به قدری منزجر کننده اس که قید دستشویی را قطعا خواهید زد!

در هنگام خروج مسئول تدارکات جشن رو می بینین که خیار شور به دست در حال ورود به دست شویی است!

کمین می کنید تا ببینید چه اتفاقی می افتد!

لحظاتی بعد کل یک کیسه خیار شور جهت شست و شو داخل قسمت دست شویی(شست و شوی دست) ریخته می شود! لحظاتی قفل می کنید که آیا این فرد میخواهد در این کصافط محض خیار شور ها را بشورد؟

بلی جواب همین است! آن شخص این کار را کرد زیر آنشب متاسفانه! شام ساندویچ داشتیم!

هر چند ساندویچ من خیار شور نداشت ولی بعد از آنکه همه ساندویچشان رو خوردند قصه را باز گو کردم

دیده شده بود که بعضی ها چاقو دست گرفته بودن از مری به پایین را بکنند بندازند دور! نزاشتیم!خخخخ

چقدر آنشب با خودشان به خودشان خندیدیم!:)))

+ادامه مطلب هم داریم!

+شاید اون روزها فکر نمیکردم آن شخص مدیر اجرایی محل کارم شود!

+خیلی وقت بود وبلاگ خوندن رو ترک کرده بودم، الان دوباره شروع کردم! بچه های سایت جیم تقریبا باعث شدن بقیه فقد بیان وبلاگمو بخونن و جرات نکنن یدونه کامنت بدن! چون اصن بنده خدا ها تو جو نیستن:))


برچسب‌ها: خاطرات راهیان نور, ایده های تبلیغاتی, ایده های طراحی پوستر, تبلیغات های جالب, پوستر های خفن
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه دهم شهریور 1393ساعت توسط پروفسور |

میخواستم صحبت از دو فیلم هالیوودی کنم که در نهایت تعجب دیدم هر دوتا فیلم تریلرش در صفحه اصلی ای ام دی بی(imdb) هست!

سمت چپیه فیلمی از حسین امینیه که با بازنویسی درایو حسابی ترکوند و امیدوارم این فیلمش خوب از اب در بیاد! امشب میزارم واسه دانلود ببینم چیه!(حسین امینی متولده ایرانه ولی فک کنم از یازده سالگی رفته انگلستان)

و تریلر وسطی که نوشته «رزواتر» یا همون گلاب! یک فیلمی ضد ایرانی (شاید به عقیده خیلی ها ضد نباشه! ولی برای من هست)  که بازیگر پای ثابت همه این سبک فیلما یعنی شهره آغداشلو بازی میکنه و گلیشفته هم تو این فیلم نقش آفرینی میکنه! این فیلم درباره فتنه 88 می باشد!

+دارم بچه هارو هماهنگ میکنم واسه گلف! به هر کی زنگ میزنم یه بار دیه محکم میپرسه گلف؟؟ نمیدونم چرا همشون فک میکنن اشتباه شنیدن!خخخخ

+نیما گیم!

+دلم واسه فرگی میسوزه! یادمه گفت بالاخره میرم بازی هارو از سکو نگاه کنم  ، تا حرص نخورم! ولی الان با این نتایج منچستر رسما داره اصابش آسفالت میشه!خخخ

+کارت عروسیشم داد، ایشالا خوشبخت بشه که میشه:)

+آلبوم خوبی شده، اگه دوست داشتین بخرینش:)


برچسب‌ها: فیلم ضد ایرانی گلاب, فیلم rose water, فیلم rosewater, حسین امینی, فیلم the two faces of januray
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه هشتم شهریور 1393ساعت توسط پروفسور |

(عکس دیشب گرفته شد!)

شاید یکسال پیش بود که در یک مطلب داد زدم اسمارت فون ها دست بچه ها زیاد شده و اگه فکری نشه بهشون صدمه میزنه، اما الان بحث بچه ها نیس

 از دیشب یک دغدغه یقمو ول نمیکنه،اونم استفاده بیش از حد و اعتیاده به اپلیکیشن های مسنجری و شبکه های اجتماعی موبایلیه که داره وقت جوونارو ازشون می دزدهیادمه یه روز آفت تخته سیاه اینقدر مارو اذیت کرد که تصمیم گرفتیم باشه یا نباشه،دلیل های بودنش بر نبودنش غلبه کرد و موند ، اونروز  استدلال تو دل خودم داشتم و می گفتم اولا اعتیادش کنترل شده اس، یک مسئول داره و مهم تر از همه حضورشون حداقل در یک فضای درست حسابیه حتی اگر حرف درست حسابی نزنند.
ولی یک موضوع خیلی اذیتم میکنه اینکه کاش شخص خودم کمی فرهنگی تر کار میکردم ، که حداقل اینطوری نباشه و بچه ها قدر خودشون رو بیشتر می دونستن

شاید تخته جذابیت های چت روم های موبایلی رو نداشته باشه چون دسترسی مثل اون اسون نیس، سخت گیری هس و ... اما خیلی خوشحالم که اونطوری نیس، همین الانشم من با خودم درگیرم که همین تخته باعث آشنایی مضر خیلی ها شد و اگر مثل این وضع شبکه های موبایلی می شد شاید گناه تک تکمون نابخشودنی بود

هر جور فکر میکنم نمیتونم با خودم کنار بیام ، از دیشب خیلی درگیری ذهنی دارم ، خیلی . . .

+چند ماه پیش لاین و وایبر رو نصب کردم و دقیقا دو روز بعد دیگه نتونستم تحملش کنم و کلا پاکشون کردم، مدت ها گذشت تا به دلایلی رسیدم که باید داشته باشمشون دوباره نصب کردم و الان به این نتیجه رسیدم که خیلیا دارن به خودشون در این فضا ظلم میکنند

امیدوارم روزی برسه که جوونای ما اینقدر تفریح و کار و موضوعات مهم داشته باشن تا این شبکه های اجتماعی جایگاه واقعی خودشون رو توی جامعه نشون بدن، در حد یک احول پرسی، یک گفتگوی گروهی در تایمی مشخص

+خیلی پراکنده گفتم ولی ذهنم خیلی مشوشه حتی حرفم رو هم نتونستم خوب بیان کنم

+واقعا این طنز های اپیدمیک مربوط به امام خیلی فان ان!خخخخ ولی خب دیه . . . وحشتناک ایرانیا در این زمینه قابلیت دارن! کم تر از یک روز جک ها ترکید! قبلش لقمان بود! که اونم خوب بود!خخخخخ

+الحمدالله جیمم پوکیده

نوشته شده در جمعه هفتم شهریور 1393ساعت توسط پروفسور |

چند وقتی افتادم رو دور خاطره گویی گفتم شما هم بی نصیب نمونین، البته 90 درصد خاطره ها قابل گفتن نیس!

قرار بود بریم اردو جنوب ، اتوبوس دیر اومد گفتیم چند ساعت معطلیم یه فوتبالی بزنیم

فوتبالو زدیم یکی پایه من رو زد! بیرون نشستم و بعد از چند دقیقه لنگان لنگان فوتبالو ادامه دادم!

سه روز گذشته و من هی درد میکشدم تا اخر تو معراج الشهدا (وسط خرمشهر و اهواز) درد بر من غلبه کرد و به آمبولانس بین جاده ای مراجعه کردیم! ایشون فرمودن باس بریم اهواز بیمارستان! رفتیم اهواز و پس از عکس فهمیدیم سه روز گذشته در مشهد پام از یک نقطه شکسته و از نقطه دیه ترک خورده!

این گذشت ،برگشتیم اتوبوس وبچه ها که کلی الاف شده بودن منتظرم بودن، سوار شدیم رفتیم یه جایی ایستگاه صلواتی

من که خوشال بودم از اینکه میخوام یه اب لیمو تگری بر بدن بزنم به صورت چلاغکی و با عصا و پای گچ کرده به ایستگاه صلواتی رفتم که همون لحظه یکی از داربست ها کنده شد افتاد رو گردنم!

بماند که آسفالت شدم ، ولی شبش رسیدیم پادگان،برنامه جنگی عملیاتی داشتن و بچه ها همه داشتن به برنامه میرفتن، اینا رفتن و من قیافه مظلوم به خودم گرفتم! همین (اگه اشتباه نکنم) حامد نادری دلش برام سوخت و گفت بیا داداش کولت میکنم تقریبا سه کیلومتر خاکی قرار بود پشتش باشم و بودم!

نصفه راه که رسیدیم من پام گچ بود، گردنم درد میکرد، رو پشت حامد نادریم بودم که یکدفعه  جلوه ویژه دادن و یکدونه بشکه 220 لیتری منفجر کردن! و از قضا ما نزدیک ترین اشخاص به اون بشکه بودیم و موج انفجار هر دومون رو پرت کرد به اونور جاده

+ تو اون سفر تقریبا از همه کولی گرفتم! اینا مثلا میرفتن طلائیه جو گیر میشدن عذر خواهی میکردن از خدا و دنبال یه کار خیر میگشتن! و منم نزدیک ترین کار خیر موجود بودم! سری کولم میکردن و اینور و اونور میبردنم! هیچوقت یادم نمیره فکه دهن محمد ذ آسفالت شد! همش رمل! هوا داغ! و مسیر طولانی . . .

+اگه جایی از قصه رو اشتباه گفتم بگین ، چون دقیق یادم نیس، فقد میدونم که زنده موندم :)))

+خیلی خوشحالم که بعد از مدت ها به یک فیلم امتیاز 9 دادم!


برچسب‌ها: اردو جنوب, شربت شهادت, حامد نادری راد, دبیرستان حکمت
نوشته شده در دوشنبه سوم شهریور 1393ساعت توسط پروفسور |

زین پس دو نوع پست جدید می افزایم به وبلاگ به این شرح که یکدونش میشه: اینارو میخونم، دومیشم میشه: اینارو میخونم

ولی اونای اولی رو میخونم اونای دومی رو با دل میخونم! مثلا در ادامه این پست با اونای دومی آشنا میشین!

+مامانم ده دقیقه داشتن صوبت میکردن، گفتم با کی صوبت میکنین از اون وقتی؟ ، گفتن:118!!
+فردا نهار مهمون داریم! فک کنم همون 118 یه باشه!
+ایندفعه به یاد سیمین فقط شعرای ایشونو میزارم
+پدیده بد موقعی به پرسپولیس خورد!
+به حاج احمد خاتمی اصرار کردن که آقا بیا منبر ، رفتن رو منبر گفتن:«سلام، مجلس اشباع شده والسلام علیکم و رحمه و برکاته» تمام!
+


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت توسط پروفسور |

+فلانی کجاست نیم ساعته رفته دستشویی نیومده

(لحظاتی بعد در دستشویی)

+چی کار میکنی بدو بابا دیر شد

_ناله ضعیفی شنیده شد:اب قطه

+خخخخخخخخخخخخ

+واستا برم از اب سرد کن چند لیوان اب بیارم

(دقایقی بعد)

تق!

+چی شد؟

-داشتم دره دستشویی رو باز میکردم دستش شیکستK

*اقا وسط یه برنامه رسمی توفیق شد(یه چیزی تو مایه های) کنسرت دو تا خانومم بریم تو تهران! خدا قبول کنه

*ینی اخر کلاس گذاشتن اینه که تو کوپه قطارتون کولر گازی ال جی باشه! و فقط تو واگن شما کولر گازی باشه! بقیه با دیده حسرت بنگرند!

*تصور کنین با همون فرد در دستشویی داریم میریم بیرون میگیم کو گوشیت؟؟ میگه جا گذاشتم! میریم جلوتر میگم کیفمو بهت دادم چی کار کردی؟؟ میگه ورنداشتم! کارت عابر خودشم دیروز تو پردیس پارک ملت جا گذاشته بود!

*با گوشیم یه عکس گرفتم تو گالری چیک صدا داد! همه برگشتن به سمت ما! یکم دقت کردیم دیدیم تمامی افراد در گالری دوربین حرفه ای بالا 5 تومن دارن! بعد ما داریم با عکسای اونا عکس میگیریم! خرامان خرامان به سمت در رفتیم!شایان ذکر است گالری با اسپانسری نیکون بود!

*یه مجسمه چوبی اسب پسندیدم بخرم! تا یه تومنم راضی بودم خدایی! 70 میلیون بود قیمتش

*کنکورو کلا یادم رفته بود! الان اومدم نظراتو خوندم یادم اومد!خخخ

*جاتون خالی چهار روز نماز شکسته خوندم:)))

*سیمین بانو رف:(

*تولدم نزدیکه و اینم تا اخر شهریور اعتبار داره! پولم ندارم خودم بخرم! خب ببینم چی کار میکنینا!خخخ


برچسب‌ها: خانه هنرمندان, تئاتر شهر, پارک اب و اتش, پارک ملت, پیاده روی بامداد در سنگ فرش های ولیعصر
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت توسط پروفسور |

همه چی خوب بود قرار بود سه تا تئاتر خوب برم تهران ببینم برگردم
مخصوصا ترانه های محلی که علی زند وکیلی زنده وسطش اجرا هم داره
ولی یک دفعه ای گفتن جمعه کنکوره
دیه کاری نمیشه کرد، ایشالا سال دیه کنکور میدم!

+انصافا تابلو ترین جای قرار مشهد همین کافه کتابه! هر وقت میخوام برم خونه چند نفر تابلو رو میبینم! خونتون اونجا باشه امار همرو دارین!خخخ

+سیمین بهبهانی کماست ،کسی با غزل هاش زندگی کردیم حالا داره زندگیشو میده

+هاوارد وب دوس داشتنی ترین داور انگلیسی! آن مرد منچستری هم داوری رو کنار گذاشت! بعضی بازی هارو به خاطر داوری اون میدیدم تا تیم ها!

+در گذشته فک میکردم جمعه های که ادم تو خونه بیکاره بدترین روز ها هستن! ولی جیم بهم نشون داد ادمینی 14 ساعته در صورتیکه فقط یک ادمین بیاد میتونه خیلی خیلی بد تر باشه! مخصوصا اینکه برای بچه ها از مهمونی فامیلیت بزنی و در اخر هیچکی هم تخته نباشه!

+خیلی خوب بود!خخخ


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت توسط پروفسور |

یکی از وعده های اصلی زندگی من چیپس است!

به قدری که انسان های سیب زمینی در اطراف من زندگی می کنند ، به این وعده غذایی علاقه مند شدم

چون کلا کارم درسته و مهمون نوازم زمانیکه مهمان قابل توجهی داریم

میرم چند تا چیپس میخرم با طعم های مختلف و هر کدام را در ظرف مخصوص خودش میریزیم و در کنار ظرف سس میزارم که حاوی 3 الی 6 سس مختلف برای خوردن چیپس است

همینه اینار گفتم که بگم مهمونامون چیپس کم خوردن! کلی چیپس رو دستم باد کرده و جو گیر شده بودم سس زیاد ریخته بودم و یه ظرف سس خفن مونده که نمیدونم چی کارش کنم! سس سیرش دست نخورده بس که تنده!خخخخ

+آقا چند وقت پیش رفتم پارک منبع اصلی اب جاری رو پیدا کردم! سر ظهری زیادش کردم این اب رودخونه پارک زیاد بشه خلق الله کیف کنند!یکم جلو تر رفتم دیدم چند تا دختر بچه پسر بچه تنی زدن به آب اساسی! اگه میدونستم اینقدر پتانسیل مردم بالاست خودم از خونمون اب میاوردم میریختم اونجا اصن!

+تا چند وقت پیش فک میکردم شهیدی قمی کلا شخصیتی بوده که ذاتا پتانسیل شهیدایی شدن داشته! یه بیت ازش خوندم ! اصن چی گفته ها! شعراش خوبیه! راضیم ازش! بچه در حقش کم لطفی شده که مشهور نشده

خوش آن زمان که نکویان کنند غارت شهر

مرا تو گیری و گویی که این اسیر من است

+یه دیالگو فارست گامپ داره میگه:فارست هر وقت توی مخمصه افتادی ، قهرمان بازی در نیار ، بدو!(الفرارر) این رویه زندگی آروین ماست! گند میزنه تا صدای پا میشنوه با سرعت زیاد محل رو ترک میکنه!خخخ

 


برچسب‌ها: شهیدی قمی, آب پارک ملت, فارست گامپ, چپبس مهمونی, سس سیر مردافکن
ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم مرداد 1393ساعت توسط پروفسور |

بعضی شب ها خوبن !

مثل این میمونه که وسط خوردن یک سالاد الویه بدون سس هستی ، یک دفعه ای یک تیکه ژامبون نصفه پیدا کنی!وقتی تو این شب ها با چند نفر میری بیرون که اوناهم حالشون خوبه شب خوبی میشه و وقتی بهتر میشه که بری حرم وقتی حرم لذت بخش تر میشه که قدیمی ترین دوست زندگیت که هنوز باهش ارتباط داری رو ببینی! دوستی 12 ساله که اون زمان شاید بیشتر حکم معلمت رو داشت تا دوست ! هر چند وقتی میفهمی یک بچه ای هم در راه داره واقعا لذت بخش میشه اون شب!

بعضی نظرات خصوصی هم خوبن! مثل نظرات پست قبلی!

+امید همیشه بهترین همراه زندگیم بوده  و وقتی پر رنگ میشه همه چیز بهتره و خوشمزه تر میشن! مثل اینکه
یک هفته غذای بی نمک داری میخوری یکدفعه ای یکدونه نمک دون برسه!

+رفتم یک کیلو لواشک خریدم و اینقدر دیر رسیدم خونه که وقت نشد بخورمشون!! الان حکم آینه دق رو داره

+این هزینه بعد از اس ام اس و تماس مزخرف ترین چیز دنیاست:| یکدفعه ای اومده هر کارم میکنم نمیره! میگه غیر فعاله! خو این عمته هی میاد شارژ اعلام میکنه؟؟

+یه عربه کشت من رو! هی جلو ماشین بود! اینقدر حرصم گرفت دیدم عربه یه تیکه ای فارسی بهش انداختم! یکم زل زد بهم انگار که معنی حرفمو فهمیده ! یک دفعه ای گفت:سلامن علیکم!

+بعضی وقتا که شارژم ! خلق الله رو میبندم به با توپ غیبتو ، تیکه او و تخریب شخصیتی! همون نرمال خدا پسند تره!خخخ

+دکتر کلی بهم قرص داده در سه فاصله زمانی از افطار تا سحر! امشب معرفت به خرج دادم ده دقیقه بین هر کدوم فاصله انداختم!خخخ

+ینی اگه حس دستگاه همایون داشته باشیو! گلچین کرده باشیو! همراهتم یار باشه خوبه:)

+فقط فرصت شد پست بنویسم! بقیه کارا واسه فردا ایشالا:)

+یک ساعت به اذان مونده و این وضع منه!!(اشاره به ادامه مطلب!)


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه چهارم مرداد 1393ساعت توسط پروفسور |

هیچی تلخ تر از اون نیس که فصل اول یک سریال 2013 باشه - فصل دومش 2014 و فصل سومش 2015!!!

+با پرز هایی که ازلای کلید های کیبوردم در آوردم میتونم یه لباس زمستونی ببافم!
+یه دوس دارم ایتالیا درس میخونه! حالا که ک والیبال ایتالیایه اون ایرانه! و حالا که شبه قدره همه میان مشهد اون تهرانه!
+میگم این شاعرا که دوران مجردی شعر عاشقانه میگن ، شب خواستگاری چه جوری اون شعرارو توجیه میکنن؟؟
+اگه شانس صدا و سیمایه ، تیم والیبال ساحلی زنان برزیلم با لباس مسابقاتشون میان دقیقا پشت داور میشینن بازی رو نگاه میکنن خخخخ
+رفتم دکتر یک تستی گرفت با دستگاه خارجی ، که باید اسم و مشخصات رو هم به انگلیسی تایپ میکردی!
یکم دقت کردم دیدم تاریخ میلادیش اشتباهه ، گفتم چقدر تنبله! یکم بیشتر که دقت کردم دیدم نههه اینا بومی سازی کردن دستگاهو! 26.4.2093!


برچسب‌ها: فوت کن عمو ببینه, عمو رو نبر ورزشگاه والیبال نبینه, عمو شعر برا کی میگه, دکتر عموی محسوب میشه ایا, سریال عمو بازی میکنه
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت توسط پروفسور |

این مطلب صرفا جهت ادامه مطلب است و ادامه مطلب برای روزه داران است

+ در زمان های قدیم همیشه دلبوسکه با اسکولاری رو اشتباه می کردم!الان دلیلشو فهمیدم!خخخ
+به نظرتون عامل موفقیت آلمان ، لباس های ابومسلم بود؟
+فک کن سوارز باشی بعد تو بند قرار دادت بنویسن گاز بگیری n درصد جریمه می شی!خخخ


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت توسط پروفسور |

انصافا با فامیل آقای جارالهی کاری ندارم

با حسین جهاندیده هم که احتمالا داشته میرفته دکتر، دفترچه شو جا گذاشته کاری ندارم

ولی فقط دو تا سوال دارم

خدایی دمپایی رو شما آرشیو می کنین؟؟ ینی طرف اگه زیر شلواریشم جا میزاشت امانت نگه میداشتین؟

و دوم ،اون کسی که دندون مصنوعیشو جا گذاشته ، داشته تو مترو دقیقا چی کار میکرده؟؟

+رفتیم یه دقیقه ساعت مترو تو ماه رمضون رو نگاه کنیما! اگه گذاشتن
+نیم ساعت بعد ماه عسل فیس بوک رو باز کردم ، پیج عاشق ینی احسان(مهمان ماه عسل) ساخته شده بود با هزار تا لایک!!! ینی برنامه طبیعی بود ولی بعد این رویداد اصن اشک تو چشمام حلقه زد! خخخخ

ساعتی بعد(10:17) : تعداد لایک ها به بیش از 2000 تا افزایش یافته و یک شرکت مصالح ساختمانی فرصت را غنیمت شمارده ویک پست در این پیج برای تبلغات فرستاده است

+چاووشی از امروز وعده داده که چهارده مرداد تک اهنگ از شعر حسین پناهی بده بیرون، اون وقت تتلو امشب تصمیم میگیره اهنگ بده بیرون،فردا شب برای دانلود در تمامی سایت ها قرار گرفته ، باز فردا شبش خبر میرسه سه تا دختر از صدای جذاب! قیافه دلنشین! اهنگ خواستنیش! غش کردن!

ساعت 11 و 30 دقیقه و چهار هزار لایک!خخخخ

فرداش الان ماه عسل شروع شده و من رفتم دیدم بیش از 13 هزار تا لایک داره


برچسب‌ها: پیج احسان ماه عسلی در فیس بوک, اشیا پیدا شده در چرتو پرت, تومبون گل گلی, پودر بچه, پوشک استفاده شده
نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393ساعت توسط پروفسور |

خدایا شکر ک کارشناس 15000 تومن گرفت اومد گفت مودمت سوخته رفت !

خدایا شکر که باس 100.000 تومن مودم بخرم

خدایا باغ را از جوون های اسلام دور مفرما

خدایا من رو ببخش که با استعداد و خلاقیت ذاتیم پسورد رو کشف کرده خودم رو جای هکر تیم 1 جا زدم

خدایا مرسی که اولین بیست زندگیه دانشجوییم رو گرفتم!هر چند همونم باعث سرافکندگیه! تنظیم خانواده!


برچسب‌ها: درد و دل با خدا, بالاخره بیست گرفتم, مخابرات مفت خور, الهی نامه چرت پرتی, مخابرات گوگولی
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت توسط پروفسور |

گوشه ای از پست قبلی در ادامه مطلب بدون هیچ توضیحی:|

زنگ زدم مخابرات میگم بعد سه ماه مودممو خاموش روشن کردم دیه وصل نمیشه!

میگه باس استعلام بگیریم دو ساعت دیه زنگ بزنین

میگم سرعت نتمو زیاد کنین میگه شما که فیبر نوری هستین! یک مگ بیشتر نمیشه:|

میگم خو هنوزم نمیشه از سرویس دهنده های دیه اینترنت گرفت؟؟؟ میگه نه متاسفم!

میگم چرا خونه مارو فیبر نوری کردین؟؟ پول اضافه داشتین خشکه تو محل تقسیم میکردین

....

باز زنگ زدم میگه اخ یادشون رفته بفرستن:| نیم ساعت دیه زنگ بزنین
میگم خب باز 30 نفر تو صفن که
میگه همین الان ک قطع کردین دوباره بگیرین که نیم ساعت دیه نوبتتون بشه:|

+فقط تو کشور ایرانه که چهل سال تکنولوژی جلوتور ینی فیبر نوری از کابل مسی عقب تره!فیبر نوری تقریبا یک هزارم قابلیتشو استفاده میکنن!انگار بری بنز بخری در حد فلوکس 1340 ازش استفاده کنی!

 +28 تا عکس شد بازم:|


برچسب‌ها: فیبر نوری در مشهد, اینترنت خاک بر سری, خانم مهربون اینترنت گو, حق ارمیا نبود
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت توسط پروفسور |

یه پست نوشتم!

خیلی وقت گذاشتم، حواسم نبود بستمش

حداقل 20 تا عکس بود:|

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت توسط پروفسور |


آخرين مطالب
» DIE~
» تیراختور!
» قالب!
» GOOD IDEA + از سری خاطرات (2)
» ایران در هالیوود!
» لاین و وایبر
» از سری خاطرات (1)
» chertopert ver 1.7.6
» tehran
» تهران!
قالب برای بلاگ